مشکلات بک تست با حساب واقعی
مقدمه
یکی از پرتکرارترین مشکلاتی که معاملهگران تازهکار و حتی بعضی از معاملهگران باتجربه با آن مواجه میشوند، تفاوت قابل توجه بین نتیجه بک تست و عملکرد استراتژی در حساب واقعی است.
ممکن است معاملهگر چندین ساعت یا حتی چندین روز برای آزمایش یک سیستم معاملاتی وقت بگذارد. نمودارهای گذشته را بررسی کند، معاملات مختلف را ثبت کند و در پایان به یک نتیجه جذاب برسد. برای مثال ممکن است استراتژی مورد نظر در بک تست دارای وین ریت ۶۰، ۷۰ یا حتی بیشتر باشد و نسبت ریسک به ریوارد مناسبی نیز ارائه دهد.
در چنین شرایطی معاملهگر تصور میکند که سیستم معاملاتی خود را پیدا کرده است.
اما زمانی که وارد حساب واقعی میشود، شرایط کاملاً متفاوت به نظر میرسد.
معاملاتی که انتظار داشته سودده باشند، استاپ میشوند. بعضی از موقعیتهایی که در بک تست بسیار خوب به نظر میرسیدند، در حساب واقعی اجرا نمیشوند. معاملهگر بعد از چند ضرر پشت سر هم از ورود به معامله بعدی میترسد و گاهی نیز برخلاف قوانین استراتژی وارد موقعیتی میشود که اصلاً تأیید کافی ندارد.
در نهایت ممکن است معاملهگر به این نتیجه برسد که:
«این استراتژی در بک تست جواب میداد، پس چرا در حساب واقعی جواب نمیدهد؟»
حتی ممکن است تصور کند که بازار تغییر کرده یا استراتژی دیگر کارایی سابق را ندارد.
اما در بسیاری از موارد، مشکل از خود استراتژی نیست.
مشکل میتواند از روش انجام بک تست باشد.
بک تست زمانی ارزشمند است که تا حد ممکن شرایطی را شبیهسازی کند که معاملهگر در حساب واقعی با آن مواجه خواهد شد. اگر در بک تست شرایطی ایجاد کنیم که در حساب واقعی امکان تکرار آن وجود ندارد، طبیعی است که نتیجه نهایی نیز متفاوت باشد.
در ادامه ۷ مورد از مهمترین اشتباهاتی را بررسی میکنیم که باعث میشوند نتیجه بک تست با عملکرد حساب واقعی فاصله پیدا کند.
بک تست چیست و چه کاربردی دارد؟
قبل از بررسی اشتباهات، بهتر است تعریف دقیقی از بک تست داشته باشیم.
Backtesting یا بک تست به فرآیند آزمایش یک استراتژی معاملاتی روی دادههای تاریخی بازار گفته میشود.
فرض کنید استراتژی شما مجموعهای از قوانین مشخص دارد. برای مثال:
- بازار باید در یک روند مشخص قرار داشته باشد.
- قیمت باید به یک محدوده خاص برسد.
- یک تأییدیه ورود ایجاد شود.
- حد ضرر در نقطه مشخصی قرار بگیرد.
- حد سود بر اساس نسبت ریسک به ریوارد مشخص تعیین شود.
شما میتوانید این قوانین را روی نمودارهای گذشته اجرا کنید و ببینید اگر در گذشته طبق همین قوانین معامله میکردید، چه نتیجهای به دست میآوردید.
هدف بک تست این نیست که آینده را با قطعیت پیشبینی کند.
هدف اصلی این است که بفهمیم رفتار تاریخی یک سیستم معاملاتی چگونه بوده است.
به کمک بک تست میتوانیم اطلاعاتی مانند موارد زیر را به دست آوریم:
- تعداد معاملات
- تعداد معاملات موفق
- تعداد معاملات ناموفق
- وین ریت
- میزان سود و زیان
- نسبت ریسک به ریوارد
- Drawdown
- تعداد استاپهای متوالی
- تعداد معاملات سودده متوالی
- دورههای ضعیف استراتژی
- عملکرد استراتژی در شرایط مختلف بازار
بنابراین بک تست ابزار بسیار مهمی است؛ اما تنها زمانی مفید است که به شکل اصولی انجام شود.
مشکل اول؛ معامله کردن در تمام ساعات بازار در بک تست
یکی از بزرگترین مشکلات بک تست این است که معاملهگر در هنگام بررسی نمودار گذشته، معمولاً تمام ساعات بازار را در اختیار دارد.
فرض کنید شما میخواهید عملکرد یک استراتژی را در دو ماه گذشته بررسی کنید.
در هنگام بک تست، هر زمان که شرایط ورود ایجاد شود، معامله را ثبت میکنید.
ممکن است یک سیگنال ساعت ۴ صبح ایجاد شود.
سیگنال بعدی ساعت ۸ صبح باشد.
یک موقعیت دیگر ساعت ۱۱ ظهر ایجاد شود.
و چند موقعیت دیگر نیز در ساعات عصر و شب شکل بگیرد.
در بک تست همه این معاملات را میبینید و ثبت میکنید.
اما در حساب واقعی شرایط متفاوت است.
فرض کنید شغل دیگری دارید و ساعت ۴ بعدازظهر به خانه میرسید. بنابراین فقط از ساعت ۴ تا ۱۰ شب فرصت بررسی بازار را دارید.
در این شرایط اگر ساعت ۸ صبح یک سیگنال معاملاتی ایجاد شود، شما در بازار حضور ندارید.
پس نمیتوانید آن معامله را بگیرید.
اما در بک تست آن معامله را ثبت کردهاید.
این اختلاف کوچک در یک معامله شاید چندان مهم به نظر نرسد، اما وقتی در صدها معامله تکرار شود، میتواند نتیجه نهایی بک تست را به شکل محسوسی تغییر دهد.
بک تست باید با ساعت کاری واقعی شما هماهنگ باشد
اگر قرار است در حساب واقعی فقط در ساعات مشخصی معامله کنید، همان ساعات باید در بک تست نیز لحاظ شوند.
برای مثال اگر زمان معاملاتی شما از ساعت ۱۰ صبح تا ۶ عصر است، بک تست را نیز در همین بازه انجام دهید.
اگر فقط از ساعت ۴ عصر تا ۱۰ شب امکان معامله دارید، سیگنالهایی که خارج از این بازه ایجاد شدهاند نباید وارد آمار معاملات واقعی شما شوند.
این کار باعث میشود نتیجه بک تست بسیار منطقیتر شود.
یک مثال ساده
فرض کنید استراتژی شما در یک ماه ۱۰۰ سیگنال ایجاد کرده است.
اما شما فقط در ۶۰ مورد از این سیگنالها در بازار حضور داشتهاید.
اگر در بک تست هر ۱۰۰ معامله را ثبت کنید، در واقع دارید عملکرد یک معاملهگر فرضی را بررسی میکنید که ۲۴ ساعت شبانهروز بازار را زیر نظر دارد.
این نتیجه الزاماً مربوط به شما نیست.
بنابراین:
بک تست باید متناسب با سبک زندگی و زمان واقعی معاملهگر انجام شود.
مشکل دوم؛ نبود احساسات واقعی در بک تست و حساب دمو
دومین مشکل بسیار مهم، مسئله روانشناسی است.
در بک تست شما با پول واقعی معامله نمیکنید.
ممکن است پنج معامله پشت سر هم استاپ بخورد و هیچ فشار روانی واقعی احساس نکنید.
میتوانید معامله بعدی را طبق قوانین استراتژی بگیرید و منتظر نتیجه بمانید.
اما در حساب واقعی شرایط کاملاً متفاوت است.
وقتی پول واقعی شما درگیر باشد، هر ضرر میتواند روی تصمیم بعدی شما تأثیر بگذارد.
فرض کنید سه معامله پشت سر هم با ضرر بسته شدهاند.
اکنون استراتژی شما یک موقعیت کاملاً معتبر ایجاد میکند.
از نظر سیستم معاملاتی باید وارد شوید.
اما ذهن شما ممکن است بگوید:
«اگر این یکی هم استاپ شود چه؟»
در نتیجه وارد معامله نمیشوید.
چند ساعت بعد متوجه میشوید معامله دقیقاً به تارگت رسیده است.
اینجا مشکل استراتژی نیست.
مشکل این است که شما قوانین سیستم را اجرا نکردهاید.
احساسات چگونه باعث خراب شدن عملکرد معاملهگر میشوند؟
احساسات مختلفی میتوانند عملکرد معاملهگر را تغییر دهند.
ترس: بعد از چند ضرر، معاملهگر ممکن است از گرفتن معاملات معتبر بترسد.
طمع: بعد از چند معامله موفق، ممکن است حجم معاملات را افزایش دهد و ریسک بیشتری قبول کند.
FOMO: گاهی معاملهگر میترسد فرصت را از دست بدهد و بدون دریافت تأییدیه مناسب وارد معامله میشود.
انتقام از بازار: پس از ضرر، ممکن است بخواهد سریعاً ضرر خود را جبران کند و وارد معاملات بیشتری شود.
شک به سیستم: چند ضرر پشت سر هم ممکن است باعث شود معاملهگر تصور کند استراتژی دیگر کار نمیکند.
این موارد در بک تست معمولاً به شکل واقعی وجود ندارند.
به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت که بک تست یا حتی سالها کار کردن روی حساب دمو، دقیقاً همان فشار روانی حساب واقعی را ایجاد کند.
آیا باید بلافاصله با سرمایه سنگین وارد حساب واقعی شد؟
خیر. منظور از ورود به حساب واقعی این نیست که معاملهگر بلافاصله سرمایه زیادی را درگیر کند.
اگر استراتژی به شکل اصولی تست شده باشد، میتوان با سرمایه کوچک و ریسک کنترلشده وارد حساب واقعی شد تا فرد با فشار روانی واقعی بازار آشنا شود.
هدف این مرحله کسب سود سنگین نیست.
هدف این است که معاملهگر یاد بگیرد در شرایط واقعی نیز قوانین سیستم خود را اجرا کند.
مشکل سوم؛ نادیده گرفتن محدودیتهای مدیریت سرمایه
یکی دیگر از مشکلات مهم بک تست، نادیده گرفتن قوانین مدیریت سرمایه است.
فرض کنید در یک روز ۱۰ سیگنال ایجاد میشود.
در بک تست شما ممکن است هر ۱۰ معامله را بگیرید.
اما در حساب واقعی شاید قوانین شما اجازه چنین کاری را ندهند.
مثلاً ممکن است قانون داشته باشید که:
- بعد از دو استاپ متوالی معامله نکنید.
- حداکثر دو یا سه معامله همزمان داشته باشید.
- بیشتر از مقدار مشخصی در روز ریسک نکنید.
- بعد از رسیدن به حداکثر ضرر روزانه فعالیت را متوقف کنید.
حالا تصور کنید در بک تست ابتدا سه استاپ متوالی و سپس سه معامله سودده داشته باشید.
اگر همه معاملات را ثبت کنید، نتیجه بک تست مثبت خواهد بود.
اما اگر در حساب واقعی بعد از دو استاپ معامله را متوقف کنید، آن سه معامله سودده را اصلاً نخواهید گرفت.
در نتیجه عملکرد واقعی شما با بک تست تفاوت پیدا میکند.
مدیریت سرمایه باید جزئی از بک تست باشد
مدیریت سرمایه یک بخش جدا از استراتژی نیست.
اگر سیستم معاملاتی شما در حساب واقعی محدودیتهایی دارد، این محدودیتها باید هنگام بک تست نیز اعمال شوند.
برای مثال اگر قانون شما این است که بعد از رسیدن به ۳ درصد ضرر روزانه دیگر معامله نکنید، در بک تست نیز باید همین قانون رعایت شود.
اگر حداکثر دو معامله همزمان دارید، در بک تست هم باید همین محدودیت اعمال شود.
این کار باعث میشود نتیجه بک تست به سیستم واقعی شما نزدیکتر شود.
مشکل چهارم؛ دیدن بخشی از آینده نمودار
این مشکل یکی از خطرناکترین خطاهای بک تست است.
فرض کنید شما نمودار گذشته را بررسی میکنید و میدانید که طلا در ادامه یک حرکت صعودی قدرتمند داشته است.
اکنون به نقطهای میرسید که استراتژی شما یک سیگنال فروش صادر کرده است.
طبق قوانین سیستم باید وارد معامله شوید.
اما چون شما میدانید چند کندل بعد بازار صعود کرده، ممکن است در ذهن خود بگویید:
«این معامله را نمیگرفتم.»
در نتیجه آن را از بک تست حذف میکنید.
این اتفاق باعث میشود معاملات ضررده کاهش پیدا کنند و در نتیجه وین ریت استراتژی مصنوعی افزایش پیدا کند.
چرا این مشکل خطرناک است؟
چون شما در بازار واقعی آینده را نمیدانید.
در لحظهای که یک سیگنال ایجاد میشود، فقط اطلاعات موجود تا همان لحظه را در اختیار دارید.
بنابراین بک تست نیز باید همین شرایط را شبیهسازی کند.
استفاده از Replay
یکی از روشهای مناسب برای جلوگیری از این مشکل، استفاده از قابلیت Replay در پلتفرمهایی مانند TradingView یا روشهای مشابه است.
نمودار را به نقطهای از گذشته ببرید.
ادامه نمودار را مشاهده نکنید.
سپس کندلها را مرحلهبهمرحله جلو ببرید و در هر نقطه دقیقاً طبق قوانین سیستم تصمیم بگیرید.
این روش باعث میشود احتمال تأثیر اطلاعات آینده بر تصمیمهای شما کاهش پیدا کند.
مشکل پنجم؛ کوتاه بودن زمان بک تست
یکی دیگر از اشتباهات رایج این است که معاملهگر بک تست را روی یک بازه بسیار کوتاه انجام میدهد.
مثلاً یک استراتژی را یاد میگیرد و فقط یک یا دو ماه اخیر را بررسی میکند.
اگر نتیجه خوب باشد، تصور میکند سیستم فوقالعاده است.
اما مشکل اینجاست که بازار همیشه شرایط یکسانی ندارد.
ممکن است همین دو ماه دقیقاً دورهای باشد که استراتژی شما در بهترین شرایط ممکن قرار داشته است.
در چند ماه بعد، شرایط بازار تغییر کند و استراتژی عملکرد متفاوتی نشان دهد.
بازار همیشه در یک وضعیت نیست
بازار ممکن است:
- روند صعودی داشته باشد.
- روند نزولی داشته باشد.
- وارد محدوده رنج شود.
- نوسانات شدیدی داشته باشد.
- نوسانات بسیار کمی داشته باشد.
- نقدینگی جمع کند.
- بعد از یک حرکت شدید وارد اصلاح شود.
بنابراین اگر میخواهید بدانید یک استراتژی واقعاً چقدر قابلیت استفاده دارد، باید آن را در شرایط مختلف بازار آزمایش کنید.
چرا بک تست چندساله ارزشمندتر است؟
هرچه بازه تاریخی بیشتری را بررسی کنید، احتمال مشاهده شرایط مختلف بازار بیشتر میشود.
به همین دلیل برای ارزیابی جدی یک سیستم، بهتر است به چند ماه اخیر محدود نشوید و در صورت امکان از دادههای چندساله استفاده کنید.
هدف این نیست که صرفاً تعداد معاملات را افزایش دهید.
هدف این است که ببینید:
آیا استراتژی در شرایط مختلف بازار نیز ساختار قابل قبولی دارد یا فقط در یک دوره خاص عملکرد خوبی داشته است؟
مشکل ششم؛ تمرکز بیش از حد روی وین ریت
وین ریت یکی از مهمترین معیارهای بررسی استراتژی است، اما تنها معیار نیست.
فرض کنید دو استراتژی داریم.
استراتژی اول:
- وین ریت: ۷۰ درصد
- ریسک به ریوارد: ۱ به ۰.۷
استراتژی دوم:
- وین ریت: ۴۵ درصد
- ریسک به ریوارد: ۱ به ۲
آیا استراتژی اول حتماً بهتر است؟
خیر. بدون بررسی سایر اطلاعات نمیتوان چنین نتیجهای گرفت.
ممکن است استراتژی دوم با وجود وین ریت پایینتر، در بلندمدت عملکرد بهتری داشته باشد.
بنابراین هنگام بررسی بک تست باید مجموعهای از معیارها را بررسی کنیم.
معیارهای مهم بک تست
وین ریت: چند درصد معاملات موفق بودهاند؟
ریسک به ریوارد: میانگین سود نسبت به میانگین ضرر چقدر است؟
Drawdown: بیشترین افت سرمایه چقدر بوده است؟
تعداد استاپهای متوالی: بیشترین تعداد ضرر پشت سر هم چند معامله بوده است؟
تعداد معاملات: آیا تعداد معاملات برای نتیجهگیری آماری کافی است؟
سود خالص: در نهایت مجموع عملکرد سیستم چگونه بوده است؟
Profit Factor: نسبت مجموع سود معاملات به مجموع ضرر معاملات چقدر است؟
بنابراین هیچوقت فقط به این جمله اکتفا نکنید که:
«این استراتژی وین ریت بالایی دارد.»
مشکل هفتم؛ توجه نکردن به تعداد استاپهای متوالی
یکی از معیارهایی که بسیاری از معاملهگران در بک تست نادیده میگیرند، تعداد ضررهای متوالی است.
ممکن است یک استراتژی در مجموع وین ریت خوبی داشته باشد، اما در یک دوره مشخص، ۷، ۸ یا حتی ۱۰ معامله پشت سر هم ضررده شود.
این موضوع اهمیت زیادی دارد.
زیرا ممکن است معاملهگر از نظر روانی نتواند چنین دورهای را تحمل کند.
از طرف دیگر، اگر حساب معاملاتی محدودیت ضرر داشته باشد، تعداد استاپهای متوالی میتواند به یک مشکل جدی تبدیل شود.
چرا Consecutive Loss اهمیت دارد؟
فرض کنید استراتژی شما در مجموع عملکرد مثبتی دارد، اما در یکی از دورهها ۹ استاپ متوالی ایجاد کرده است.
اگر معاملهگر برای هر معامله یک درصد ریسک کند، چنین دورهای میتواند افت قابل توجهی در حساب ایجاد کند.
اما مسئله فقط کاهش سرمایه نیست.
ممکن است معاملهگر بعد از استاپ ششم یا هفتم دیگر به سیستم اعتماد نکند و شروع به تغییر قوانین کند.
در نتیجه استراتژیای که در بک تست سودده بوده، در اجرای واقعی به دلیل رفتار معاملهگر شکست میخورد.
بنابراین هنگام بک تست حتماً بررسی کنید:
بیشترین تعداد ضرر متوالی استراتژی چند معامله بوده است؟
چگونه یک بک تست حرفهای انجام دهیم؟
حالا که مشکلات اصلی را شناختیم، باید به سراغ روش صحیح بک تست برویم. برای انجام یک بک تست حرفهای، ابتدا قوانین استراتژی و شرایط دقیق ورود و خروج را مشخص کنید و سپس بدون تغییر آنها روی دادههای گذشته آزمایش بگیرید.
بازه زمانی بک تست باید به اندازه کافی طولانی باشد تا استراتژی را در شرایط مختلف بازار، مانند روند صعودی، نزولی و رنج، بررسی کنید.
همچنین بک تست را در ساعات واقعی که امکان معامله دارید انجام دهید تا نتیجه به شرایط حساب واقعی نزدیکتر باشد.
در هنگام تست نباید آینده نمودار را ببینید و تمام معاملات معتبر، چه سودده و چه ضررده، باید بدون حذف یا دستکاری ثبت شوند.
در نهایت علاوه بر وین ریت، معیارهایی مانند ریسک به ریوارد، Drawdown و تعداد استاپهای متوالی را بررسی کنید تا ارزیابی دقیقتری از استراتژی داشته باشید.
مرحله اول؛ قوانین استراتژی را کاملاً مشخص کنید
قبل از شروع بک تست، قوانین ورود و خروج باید مشخص باشند.
نباید هنگام مشاهده نمودار تصمیم بگیرید که:
«این معامله را شاید بگیرم.»
یا:
«اینجا شرایط تقریباً خوب بود.»
قوانین باید تا حد امکان واضح باشند.
برای مثال:
- شرایط روند چیست؟
- نقطه ورود کجاست؟
- تأییدیه ورود چیست؟
- حد ضرر کجاست؟
- حد سود چگونه تعیین میشود؟
- چه زمانی نباید وارد معامله شد؟
مرحله دوم؛ زمان واقعی خود را مشخص کنید
ببینید در حساب واقعی چه زمانی قرار است معامله کنید.
سپس همان زمان را در بک تست اعمال کنید.
این کار یکی از مهمترین اقداماتی است که میتواند نتیجه بک تست را به واقعیت نزدیک کند.
مرحله سوم؛ نمودار را از گذشته بررسی کنید
بهتر است به جای اینکه از نمودار امروز به سمت گذشته حرکت کنید، یک نقطه تاریخی را انتخاب کنید و از همانجا به سمت آینده حرکت کنید.
در این حالت اطلاعات آینده را نمیدانید.
مرحله چهارم؛ تمام معاملات را ثبت کنید
برای هر معامله اطلاعات مشخصی ثبت کنید.
مثلاً:
| اطلاعات | مقدار |
|---|---|
| تاریخ | مشخص شود |
| ساعت | مشخص شود |
| نوع معامله | Buy / Sell |
| حد ضرر | مشخص شود |
| حد سود | مشخص شود |
| ریسک به ریوارد | مشخص شود |
| نتیجه | TP / SL |
| میزان سود یا ضرر | مشخص شود |
| شرایط بازار | مشخص شود |
این اطلاعات بعدها برای تحلیل عملکرد سیستم بسیار ارزشمند خواهند بود.
بک تست چند معامله باید داشته باشیم؟
هیچ عدد جادویی و واحدی وجود ندارد که بتوان گفت دقیقاً بعد از آن تعداد معامله، یک استراتژی قطعاً معتبر است.
اما واضح است که نتیجهگیری بر اساس تعداد بسیار کمی معامله میتواند گمراهکننده باشد.
برای مثال اگر یک سیستم را فقط روی ۱۰ معامله آزمایش کنید و ۷ معامله موفق شود، نمیتوان صرفاً از این نتیجه گرفت که وین ریت واقعی سیستم ۷۰ درصد است.
هرچه تعداد نمونهها بیشتر و شرایط بازار متنوعتر باشد، تصویر آماری بهتری از رفتار سیستم خواهید داشت.
به همین دلیل بک تست چندساله و تعداد قابل توجهی معامله میتواند اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به بررسی چند هفته یا چند ماه در اختیار شما قرار دهد.
آیا وین ریت بک تست باید خیلی بالا باشد؟
وین ریت مناسب به ساختار استراتژی و نسبت ریسک به ریوارد آن بستگی دارد.
بنابراین نمیتوان برای تمام سیستمها یک عدد ثابت تعیین کرد.
یک سیستم با ریسک به ریوارد بالا ممکن است با وین ریت پایینتر نیز قابلیت سوددهی داشته باشد.
از طرف دیگر اگر استراتژی شما ریسک به ریوارد پایینتری دارد، ممکن است برای رسیدن به نتیجه مطلوب به وین ریت بالاتری نیاز داشته باشد.
بنابراین بهتر است به جای اینکه فقط دنبال یک عدد خاص باشید، کل توزیع سود و ضرر سیستم را بررسی کنید.
آیا باید انتظار داشته باشیم حساب واقعی دقیقاً مانند بک تست عمل کند؟
خیر. حتی بهترین بک تست نیز نمیتواند تضمین کند که آینده دقیقاً مانند گذشته خواهد بود.
دلایل مختلفی وجود دارند که میتوانند باعث تفاوت شوند:
- شرایط روانی معاملهگر
- تغییر شرایط بازار
- اسپرد
- اسلیپیج
- اجرای متفاوت معاملات
- محدودیت زمانی
- خطاهای انسانی
- تغییر رفتار معاملهگر
- محدودیتهای حساب
- تفاوت شرایط نقدینگی
بنابراین بک تست باید به عنوان یک ابزار ارزیابی احتمالاتی در نظر گرفته شود، نه پیشبینی قطعی آینده.
تفاوت بک تست، دمو و حساب واقعی
برای داشتن دید درست، بهتر است این سه مرحله را از یکدیگر جدا کنیم.
بک تست:
در بک تست شما روی دادههای گذشته کار میکنید.
مزیت اصلی آن سرعت بالا و امکان بررسی تعداد زیادی معامله است.
اما احساسات واقعی و شرایط اجرای زنده را به شکل کامل شبیهسازی نمیکند.
حساب دمو:
در حساب دمو با بازار زنده کار میکنید.
بنابراین باید در زمان واقعی منتظر شکلگیری سیگنال باشید.
این مرحله برای بررسی اجرای استراتژی در بازار زنده بسیار مفید است.
اما همچنان فشار روانی پول واقعی را ندارد.
حساب واقعی:
در حساب واقعی سرمایه شما درگیر است.
در اینجا ترس، طمع، FOMO، شک، استرس و سایر عوامل روانی میتوانند وارد تصمیمگیری شوند.
به همین دلیل تجربه حساب واقعی با بک تست و دمو کاملاً یکسان نیست.
بهترین مسیر برای آزمایش یک استراتژی معاملاتی
یک مسیر منطقی میتواند به شکل زیر باشد:
استراتژی مشخص ← بک تست روی دادههای تاریخی ← تحلیل آماری نتایج ← بررسی Drawdown و استاپهای متوالی ← آزمایش در بازار زنده با حساب دمو ← بررسی اجرای واقعی استراتژی ← ورود با سرمایه واقعی و ریسک کنترلشده
این مسیر باعث میشود قبل از اینکه سرمایه زیادی را در معرض ریسک قرار دهید، شناخت مناسبی از سیستم خود داشته باشید.
چند اشتباه دیگر که میتوانند بک تست را خراب کنند
علاوه بر هفت مورد اصلی، عوامل دیگری نیز میتوانند باعث شوند نتیجه بک تست بیش از حد خوشبینانه شود.
تغییر قوانین در میانه بک تست
اگر بعد از چند معامله ضررده، قوانین استراتژی را تغییر دهید، دیگر نتیجه مربوط به یک سیستم ثابت نیست.
انتخاب فقط معاملات خوب
نباید فقط معاملات جذاب را ثبت کنید. تمام معاملات معتبر باید ثبت شوند؛ چه سودده و چه ضررده.
حذف معاملات ضررده
حذف یک معامله فقط به دلیل اینکه نتیجه آن را دوست ندارید، آمار سیستم را خراب میکند.
تغییر حجم معاملات بر اساس نتیجه
اگر بعد از برد حجم را افزایش و بعد از ضرر کاهش دهید، باید این موضوع از ابتدا در قوانین سیستم تعریف شده باشد. در غیر این صورت نتیجه بک تست قابل مقایسه نخواهد بود.
آیا استراتژی باید در تمام شرایط بازار سودده باشد؟
لزومی ندارد هر استراتژی در تمام شرایط بازار بهترین عملکرد را داشته باشد.
برخی استراتژیها در بازارهای رونددار عملکرد بهتری دارند.
برخی دیگر در بازارهای رنج عملکرد مناسبی دارند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که معاملهگر بدون شناخت شرایط مناسب سیستم، انتظار داشته باشد یک استراتژی در تمام وضعیتهای بازار عملکرد یکسانی داشته باشد.
بنابراین هنگام بک تست بررسی کنید:
استراتژی من در چه شرایطی خوب عمل میکند و در چه شرایطی ضعیف میشود؟
این سؤال میتواند از تمرکز صرف روی وین ریت بسیار ارزشمندتر باشد.
نتیجهگیری
اگر یک استراتژی در بک تست سودده است اما در حساب واقعی عملکرد ضعیفی دارد، قبل از اینکه نتیجه بگیرید استراتژی خراب شده، ابتدا روش بک تست خود را بررسی کنید.
آیا تمام ساعات بازار را معامله کردهاید؟
آیا در بک تست زمان واقعی فعالیت خود را رعایت کردهاید؟
آیا مدیریت سرمایه واقعی خود را اعمال کردهاید؟
آیا آینده نمودار را میدانستید؟
آیا بازه زمانی بک تست کافی بوده است؟
آیا فقط به وین ریت توجه کردهاید؟
آیا تعداد استاپهای متوالی را بررسی کردهاید؟
تمام این موارد میتوانند فاصله زیادی بین نتیجه بک تست و حساب واقعی ایجاد کنند.
یک بک تست حرفهای قرار نیست به شما تضمین کند که در آینده سود خواهید کرد.
بلکه باید به شما کمک کند رفتار احتمالی استراتژی را بهتر بشناسید و نقاط قوت و ضعف آن را قبل از به خطر انداختن سرمایه واقعی شناسایی کنید.
اگر قرار است فقط در ساعات مشخصی معامله کنید، همان ساعات را در بک تست لحاظ کنید.
اگر بعد از رسیدن به حد ضرر روزانه معامله را متوقف میکنید، این قانون را در بک تست نیز رعایت کنید.
اگر تعداد معاملات همزمان شما محدود است، در بک تست هم همین محدودیت را اعمال کنید.
اگر میخواهید از تأثیر دیدن آینده نمودار جلوگیری کنید، از روش Replay استفاده کنید.
و مهمتر از همه، تنها به وین ریت نگاه نکنید.
تعداد استاپهای متوالی، Drawdown، ریسک به ریوارد، تعداد معاملات، سود خالص و نحوه توزیع سود و ضرر همگی اهمیت دارند.
در نهایت نیز باید بدانید که ورود به حساب واقعی بخشی از مسیر یادگیری معاملهگری است. حساب دمو و بک تست ابزارهای بسیار مفیدی هستند، اما فشار روانی پول واقعی را به شکل کامل ایجاد نمیکنند.
به همین دلیل پس از اینکه یک استراتژی را به شکل اصولی آزمایش کردید، میتوانید در صورت آمادگی با سرمایهای کوچک و ریسک کنترلشده وارد حساب واقعی شوید.
هدف در این مرحله این نیست که یکشبه سود زیادی به دست بیاورید.
هدف این است که بتوانید سیستم معاملاتی خود را در شرایط واقعی اجرا کنید، دورههای ضررده را تحمل کنید، قوانین مدیریت سرمایه را رعایت کنید و اجازه ندهید احساسات، تصمیمهای شما را تغییر دهند.
در معاملهگری هیچ استراتژیای قرار نیست همیشه برنده باشد.
آنچه اهمیت دارد این است که بدانید سیستم شما چگونه رفتار میکند، چه میزان افت سرمایهای ممکن است ایجاد کند، چند ضرر متوالی میتواند داشته باشد و آیا از نظر روانی و مالی توان اجرای آن را دارید یا خیر.
بک تست درست، عیار استراتژی را مشخص میکند؛ اما اجرای درست آن در بازار واقعی است که مهارت معاملهگر را نشان میدهد.
سوالات متداول درباره بک تست استراتژی معاملاتی
بک تست چیست؟
بک تست فرآیند آزمایش یک استراتژی معاملاتی روی دادههای تاریخی بازار است تا عملکرد گذشته آن بررسی شود.
چرا بک تست با حساب واقعی فرق دارد؟
به دلیل تفاوت در شرایط زمانی، احساسات، مدیریت سرمایه، اجرای معاملات، اطلاعات آینده نمودار و شرایط واقعی بازار.
آیا وین ریت بالا به معنی استراتژی بهتر است؟
خیر. وین ریت باید همراه با ریسک به ریوارد، Drawdown، تعداد استاپهای متوالی و سایر معیارهای آماری بررسی شود.
بک تست را روی چه مدت زمانی انجام دهیم؟
برای ارزیابی جدی بهتر است فقط به چند ماه اخیر محدود نشوید و در صورت امکان چند سال و شرایط مختلف بازار را بررسی کنید.
آیا حساب دمو جای حساب واقعی را میگیرد؟
از نظر تمرین اجرای استراتژی بسیار مفید است، اما از نظر فشار روانی پول واقعی کاملاً مشابه حساب واقعی نیست.
چرا بعد از چند استاپ در حساب واقعی نمیتوانم طبق استراتژی معامله کنم؟
احتمالاً فشار روانی باعث شده است ترس و شک وارد تصمیمگیری شما شود. این مسئله یکی از تفاوتهای مهم حساب واقعی با بک تست و دمو است.
آیا باید تمام معاملات بک تست را ثبت کنیم؟
تمام معاملاتی که طبق قوانین از پیش تعیینشده معتبر هستند باید ثبت شوند؛ چه نتیجه آنها سود باشد و چه ضرر.
آیا تعداد استاپهای متوالی مهمتر از وین ریت است؟
هر دو اهمیت دارند، اما صرفاً داشتن وین ریت بالا کافی نیست. اگر یک سیستم دورههای بسیار طولانی از ضررهای متوالی داشته باشد، ممکن است از نظر روانی یا مدیریت سرمایه برای معاملهگر نامناسب باشد.
آیا بک تست سوددهی آینده را تضمین میکند؟
خیر. بک تست عملکرد تاریخی سیستم را بررسی میکند و هیچ تضمینی برای عملکرد آینده ارائه نمیدهد.
بهترین روش برای نزدیک کردن بک تست به حساب واقعی چیست؟
بک تست را با زمان واقعی معامله کردن، قوانین مدیریت سرمایه واقعی، تعداد معاملات مجاز، شرایط ورود و خروج مشخص و بدون مشاهده آینده نمودار انجام دهید. سپس استراتژی را در بازار زنده آزمایش کرده و با ریسک کنترلشده وارد حساب واقعی شوید.
نظرات (0)