بهترین اکانت پراپ چند هزار دلاری است؟ راهنمای انتخاب حساب
مقدمه
انتخاب اندازه مناسب اکانت پراپ یکی از مهمترین تصمیمهایی است که یک معاملهگر قبل از ورود به پراپ تریدینگ باید بگیرد. خیلی از تریدرها زمانی که قصد خرید یک حساب پراپ را دارند، معمولاً فقط به یک عدد نگاه میکنند؛ مثلاً میگویند حساب ۱۰ هزار دلاری بگیریم، ۵۰ هزار دلاری بگیریم، ۱۰۰ هزار دلاری بگیریم یا حتی سراغ حسابهای ۲۰۰ هزار دلاری برویم. در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسد که هرچه حساب بزرگتر باشد، فرصت کسب سود هم بیشتر است، اما واقعیت این است که در پراپ تریدینگ اندازه حساب بهتنهایی تعیینکننده نیست.
قوانین شرکت پراپ، میزان ریسک شناور، دراداون روزانه، لوریج، تعداد پوزیشنهای همزمان، تارگت سود و حتی نوع استراتژی معاملاتی شما میتواند باعث شود یک حساب ۵۰ هزار دلاری در عمل انتخاب بسیار منطقیتری نسبت به حساب ۱۰۰ هزار یا حتی ۲۰۰ هزار دلاری باشد.
به همین دلیل، قبل از اینکه صرفاً به خاطر بزرگ بودن سرمایه سراغ یک اکانت گرانتر برویم، باید ببینیم واقعاً چه مقدار از آن سرمایه در اختیار ماست و با توجه به قوانین شرکت، چه میزان ریسک میتوانیم بهصورت منطقی روی معاملات خود داشته باشیم.
در این مقاله میخواهیم بهصورت کامل بررسی کنیم که بهترین اکانت پراپ چند هزار دلاری است، برای تریدر مبتدی چه حسابی مناسب است، معاملهگر سودآور بهتر است چه حسابی بگیرد و چرا در بسیاری از شرایط حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند انتخاب مناسبی باشد.
چرا انتخاب اندازه حساب پراپ اهمیت زیادی دارد؟
زمانی که یک معاملهگر برای اولین بار با شرکتهای پراپ آشنا میشود، ممکن است تصور کند انتخاب حساب فقط به میزان سرمایه مورد نیاز بستگی دارد. برای مثال ممکن است فکر کند اگر توانایی خرید یک حساب ۱۰۰ هزار دلاری را دارد، بهتر است همان حساب را خریداری کند، چون سرمایه بیشتری در اختیار خواهد داشت.
اما این طرز فکر میتواند کاملاً اشتباه باشد.
در پراپ تریدینگ، شما مالک سرمایه اسمی حساب نیستید و نمیتوانید مانند یک حساب شخصی، بدون توجه به قوانین شرکت هر مقدار که خواستید ریسک کنید. شرکت پراپ برای حفظ سرمایه خود محدودیتهایی تعیین میکند و معاملهگر باید در چارچوب همین محدودیتها فعالیت کند.
بنابراین سؤال اصلی نباید این باشد که:
«بزرگترین حسابی که میتوانم بخرم چیست؟»
بلکه باید بپرسیم:
«با توجه به قوانین شرکت، استراتژی و مدیریت سرمایه من، کدام حساب بیشترین کارایی واقعی را برایم دارد؟»
این دو سؤال تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارند.
ممکن است یک حساب ۱۰۰ هزار دلاری روی کاغذ دو برابر یک حساب ۵۰ هزار دلاری سرمایه داشته باشد، اما اگر قوانین ریسک شناور آن به شکلی باشد که عملاً نتوانید از این سرمایه بیشتر استفاده کنید، هزینه بیشتری پرداخت کردهاید بدون اینکه مزیت واقعی متناسب با آن دریافت کنید.
قبل از خرید حساب پراپ، خود شرکت را بررسی کنید
یکی از نکات مهمی که نباید نادیده گرفته شود، انتخاب خود شرکت پراپ است. در متن اولیه از یک شرکت بهعنوان نمونه استفاده شده، اما نکته اصلی محدود به همان شرکت نیست و میتوان همین معیارها را درباره هر شرکت دیگری نیز بررسی کرد.
قبل از خرید حساب باید سابقه شرکت، اعتبار آن، قوانین، نحوه پرداخت سود و تجربه معاملهگران دیگر را بررسی کنید.
صرفاً به تبلیغات یک شرکت اعتماد نکنید.
یک شرکت ممکن است در تبلیغات خود حسابهای بسیار بزرگ با قیمت جذاب ارائه کند، اما چیزی که اهمیت دارد قوانین واقعی حساب است.
بنابراین قبل از خرید باید به مواردی مانند سابقه فعالیت، تجربه کاربران، پرداختیها، قوانین چالش، شرایط حساب ریل و نحوه محاسبه دراداون توجه داشته باشید.
همچنین اگر در قوانین شرکت موردی برای شما مبهم است، بهترین کار این است که مستقیماً از پشتیبانی سؤال کنید.
هیچ حساب پراپی را صرفاً بر اساس تبلیغات خریداری نکنید.
پلن زماندار یا پلن بدون محدودیت زمانی؟
یکی از اولین مواردی که هنگام خرید حساب باید بررسی کنید، مدت زمان چالش است.
برخی شرکتهای پراپ پلنهایی با محدودیت زمانی دارند و برخی دیگر پلنهای بدون محدودیت زمانی ارائه میکنند.
در ظاهر ممکن است پلن زماندار ارزانتر باشد یا هزینه کمتری داشته باشد، اما سؤال مهم این است که آیا این کاهش هزینه ارزش فشاری را که به معاملهگر وارد میکند دارد یا خیر؟
فرض کنید یک تریدر برای رسیدن به تارگت سود باید در مدت مشخصی معامله کند. اگر در چند روز اول شرایط بازار مناسب است، شاید مشکلی وجود نداشته باشد. اما اگر بازار مطابق استراتژی او حرکت نکند، ممکن است فشار زمانی باعث شود معاملهگر از قوانین سیستم خودش خارج شود.
در این شرایط ممکن است معاملهگر:
- حجم معاملات را افزایش دهد.
- بیش از حد معامله کند.
- وارد معاملات ضعیف شود.
- استاپلاس خود را تغییر دهد.
- معاملات انتقامی انجام دهد.
- برای رسیدن به تارگت، ریسک بیشتری قبول کند.
این دقیقاً همان چیزی است که میتواند یک حساب پراپ را از بین ببرد.
به همین دلیل، اگر انتخاب بین یک پلن زماندار و یک پلن بدون محدودیت زمانی دارید، پلن بدون محدودیت زمانی معمولاً انتخاب منطقیتری برای معاملهگری است که میخواهد بر اساس استراتژی خودش فعالیت کند.
ممکن است معاملهگر بگوید من میتوانم در دو هفته حساب را پاس کنم؛ اما مسئله این است که بازار همیشه مطابق برنامه ما حرکت نمیکند.
پس نباید فقط بر اساس اینکه «من سریع پاس میکنم» تصمیم بگیریم.
لوریج در پراپ تریدینگ چرا مهم است؟
یکی از مهمترین مواردی که قبل از خرید حساب باید بررسی شود، لوریج یا اهرم معاملاتی است.
لوریج به معاملهگر اجازه میدهد با سرمایه کمتری نسبت به حجم معامله، پوزیشن بزرگتری باز کند. اما مقدار لوریج در پراپها میتواند تأثیر بسیار زیادی روی نحوه اجرای استراتژی داشته باشد.
موضوع مهم اینجاست که بعضی شرکتها ممکن است در مرحله چالش لوریج بالاتری ارائه کنند، اما شرایط حساب ریل متفاوت باشد.
برای همین نباید فقط لوریج مرحله چالش را بررسی کنید.
باید بپرسید:
لوریج حساب ریل چقدر است؟
این مسئله مخصوصاً برای تریدرهایی اهمیت دارد که با استاپهای کوچک کار میکنند.
لوریج پایین چگونه میتواند روی استراتژی تأثیر بگذارد؟
فرض کنید استراتژی شما به شکلی است که استاپلاس کوچکی دارد. در چنین شرایطی برای اینکه بتوانید درصد مشخصی از سرمایه را ریسک کنید، نیاز به حجم معامله بیشتری خواهید داشت.
اگر لوریج پایین باشد، حجم مورد نیاز میتواند مارجین بیشتری مصرف کند.
در نتیجه ممکن است معاملهگر با وجود اینکه از نظر مدیریت سرمایه مشکلی ندارد، نتواند حجم مورد نیاز معامله را باز کند.
این موضوع برای اسکالپرها و معاملهگرانی که با استاپهای کوچک فعالیت میکنند اهمیت بسیار بیشتری دارد.
بنابراین اگر استراتژی شما بر اساس استاپهای کوچک و حجمهای نسبتاً بالا طراحی شده است، لوریج باید یکی از اولین مواردی باشد که قبل از خرید حساب بررسی میکنید.
لوریج در بازار کریپتو اهمیت بیشتری دارد
این موضوع برای معاملهگران کریپتو میتواند حتی مهمتر باشد.
در متن اولیه به تفاوت لوریج بازارهای مختلف مانند کریپتو، نفت، شاخصهایی مانند داوجونز و طلا اشاره شده است. نکته مهم این است که نباید تصور کنیم لوریج تمام نمادها در یک حساب یکسان است.
ممکن است لوریج فارکس مناسب باشد، اما لوریج کریپتو برای استراتژی شما مناسب نباشد.
اگر روی بیتکوین یا اتریوم با استاپهای کوچک معامله میکنید، باید دقیقاً بررسی کنید که با لوریج ارائهشده آیا میتوانید حجم مورد نظر خود را باز کنید یا خیر.
پس قبل از خرید حساب حتماً لوریج هر دسته از نمادهای مورد استفاده خود را بررسی کنید.
ریسک شناور؛ مهمترین نکته انتخاب حساب پراپ
اگر بخواهیم فقط یک نکته را بهعنوان مهمترین موضوع انتخاب حساب پراپ معرفی کنیم، ریسک شناور یا Floating Drawdown یکی از مهمترین گزینههاست.
بسیاری از تریدرها فقط دراداون روزانه و دراداون کلی را بررسی میکنند، اما ممکن است محدودیت ریسک شناور تأثیر بسیار بیشتری روی سبک معاملاتی آنها داشته باشد.
ریسک شناور مشخص میکند که مجموع ضرر پوزیشنهای باز تا چه میزان میتواند افزایش پیدا کند.
این قانون بهخصوص زمانی خطرناک میشود که معاملهگر چند پوزیشن همزمان داشته باشد یا روی بازارهای پرنوسان معامله کند.
تفاوت دراداون و ریسک شناور
ممکن است یک حساب در ظاهر دراداون مناسبی داشته باشد، اما ریسک شناور آن محدودیت بیشتری ایجاد کند.
برای مثال، اگر حساب شما اجازه دهد در مجموع درصد مشخصی افت داشته باشید، این موضوع به این معنا نیست که میتوانید همان مقدار را بهصورت همزمان در پوزیشنهای باز ریسک کنید.
ممکن است شرکت برای پوزیشنهای باز محدودیت جداگانهای داشته باشد.
بنابراین معاملهگر باید دقیقاً بداند:
- دراداون روزانه چقدر است؟
- دراداون کلی چقدر است؟
- ریسک شناور چقدر است؟
- ریسک شناور چگونه محاسبه میشود؟
- آیا بر اساس Equity محاسبه میشود؟
- آیا سود شناور روی حد مجاز تأثیر دارد؟
- در زمان باز بودن معاملات چه اتفاقی میافتد؟
این موارد باید قبل از خرید حساب مشخص شوند.
چرا اسلیپیج میتواند حساب را از بین ببرد؟
یکی از خطرات مهم در معاملات پراپ، اسلیپیج است.
اسلیپیج بهخصوص در زمان حرکات شدید بازار میتواند باعث شود معامله با قیمتی متفاوت از قیمت مورد انتظار اجرا شود.
فرض کنید حساب شما مقدار مشخصی ریسک شناور دارد و شما تقریباً تمام ظرفیت ریسک را استفاده کردهاید.
در چنین شرایطی حتی یک حرکت سریع بازار میتواند باعث شود اسلیپیج ایجاد شود و میزان ضرر از حد مجاز عبور کند.
این اتفاق میتواند حتی برای حسابی رخ دهد که معاملهگر در لحظه قبل از حرکت بازار، از نظر محاسباتی هنوز داخل محدوده مجاز بوده است.
به همین دلیل نباید تمام ظرفیت ریسک شناور را استفاده کنید.
چرا بهتر است همیشه بخشی از ریسک شناور را خالی بگذاریم؟
اگر یک شرکت مثلاً ۳ درصد ریسک شناور در اختیار شما قرار دهد، استفاده کامل از این ۳ درصد لزوماً تصمیم مناسبی نیست.
یک رویکرد محافظهکارانهتر این است که بخشی از آن را بهعنوان حاشیه امن در نظر بگیرید.
برای مثال اگر حداکثر ریسک شناور ۳ درصد باشد، معاملهگر میتواند برنامه خود را طوری تنظیم کند که حداکثر حدود ۲ درصد از ظرفیت را استفاده کند و یک درصد را برای شرایط غیرمنتظره مانند اسلیپیج یا حرکت سریع بازار کنار بگذارد.
این کار باعث میشود حساب کمتر در معرض خطر قرار بگیرد.
یک مثال مهم برای حساب ۵۰ هزار دلاری
فرض کنیم حسابی ۵۰ هزار دلاری داریم و ریسک شناور آن ۳ درصد است.
سه درصد از ۵۰ هزار دلار برابر با ۱۵۰۰ دلار است.
اما اگر معاملهگر بخواهد یک حاشیه امن برای اسلیپیج در نظر بگیرد، میتواند بهجای استفاده کامل از ۳ درصد، مثلاً ۲ درصد را ظرفیت واقعی ریسک خود در نظر بگیرد.
در این حالت ۲ درصد حساب برابر با ۱۰۰۰ دلار است.
اگر بخواهیم این مقدار را بین دو پوزیشن تقسیم کنیم، میتوانیم برای هر پوزیشن حدود یک درصد ریسک در نظر بگیریم.
یعنی:
۵۰,۰۰۰ × ۱٪ = ۵۰۰ دلار
پس هر پوزیشن میتواند ۵۰۰ دلار ریسک داشته باشد و دو پوزیشن همزمان در مجموع ۱۰۰۰ دلار ریسک ایجاد کنند.
البته این مثال صرفاً برای توضیح منطق محاسبه است و میزان ریسک واقعی باید با توجه به قوانین دقیق شرکت و استراتژی معاملهگر تعیین شود.
چرا حساب ۱۰۰ هزار دلاری همیشه بهتر از ۵۰ هزار دلاری نیست؟
اینجا به یکی از مهمترین بخشهای بحث میرسیم.
فرض کنید یک حساب ۵۰ هزار دلاری دارای ۳ درصد ریسک شناور باشد، اما حساب ۱۰۰ هزار دلاری فقط ۲ درصد ریسک شناور داشته باشد.
حساب ۱۰۰ هزار دلاری از نظر سرمایه اسمی دو برابر بزرگتر است، اما ریسک شناور آن متناسب با این افزایش سرمایه بیشتر نشده است.
در حساب ۵۰ هزار دلاری:
۳٪ = ۱۵۰۰ دلار
در حساب ۱۰۰ هزار دلاری:
۲٪ = ۲۰۰۰ دلار
در نگاه اول حساب ۱۰۰ هزار دلاری ظرفیت بیشتری دارد، اما وقتی معاملهگر برای امنیت حساب بخشی از ریسک شناور را کنار میگذارد و قوانین دیگر را هم در نظر میگیرد، تفاوت واقعی ممکن است آن چیزی نباشد که در نگاه اول تصور میکنیم.
از طرف دیگر، هزینه خرید حساب ۱۰۰ هزار دلاری نیز بیشتر است.
پس باید ببینیم این هزینه اضافه دقیقاً چه مزیتی برای ما ایجاد میکند.
سرعت پاس کردن حساب
یکی از مهمترین تفاوتهای حسابهای مختلف، سرعت رسیدن به تارگت سود است.
فرض کنید یک حساب ۵۰ هزار دلاری و یک حساب ۱۰۰ هزار دلاری داریم.
اگر به دلیل محدودیت ریسک شناور مجبور باشید روی حساب ۱۰۰ هزار دلاری ریسک بسیار محافظهکارانهتری نسبت به اندازه اسمی حساب داشته باشید، ممکن است برای رسیدن به تارگت سود به معاملات بسیار بیشتری نیاز داشته باشید.
در نتیجه ممکن است حساب بزرگتر روی کاغذ جذاب باشد، اما در عمل مدت زمان بیشتری برای پاس کردن نیاز داشته باشد.
برای مثال اگر یک معاملهگر بتواند با یک مدل ریسک مشخص، حساب ۵۰ هزار دلاری را با حدود ۲۰ معامله به هدف برساند، ممکن است در شرایط مشابه برای حساب بزرگتر به تعداد بسیار بیشتری معامله نیاز داشته باشد.
این موضوع از نظر زمانی و روانی اهمیت بسیار زیادی دارد.
فرسایشی شدن حساب پراپ یعنی چه؟
یکی از اشتباهات مهم این است که معاملهگر برای حفظ حساب، آنقدر ریسک را پایین بیاورد که فرآیند پاس کردن حساب ماهها طول بکشد.
در نگاه اول ریسک کم خوب به نظر میرسد، اما اگر این ریسک بیش از حد کم باشد، حساب وارد حالت فرسایشی میشود.
معاملهگر ممکن است:
- چند ماه برای پاس کردن حساب زمان بگذارد.
- بارها جلو برود و عقب برگردد.
- به دلیل طولانی شدن مسیر خسته شود.
- تمرکز خود را از دست بدهد.
- تحت فشار روانی قرار بگیرد.
از طرف دیگر، ریسک بیش از حد نیز خطرناک است.
بنابراین باید بین این دو حالت تعادل ایجاد کرد.
نه ریسک آنقدر بالا باشد که حساب سریع از بین برود و نه آنقدر پایین باشد که فرآیند معاملهگری فرسایشی شود.
آیا حساب ۲۰۰ هزار دلاری انتخاب بهتری است؟
اگر حساب ۱۰۰ هزار دلاری به دلیل قوانین ریسک شناور جذابیت کافی نداشته باشد، ممکن است معاملهگر به فکر حساب ۲۰۰ هزار دلاری بیفتد.
حساب ۲۰۰ هزار دلاری در برخی شرایط میتواند توجیه بیشتری داشته باشد؛ زیرا اندازه سرمایه آن بهاندازهای افزایش پیدا میکند که ظرفیت ریسک دلاری نیز میتواند بیشتر شود.
برای مثال اگر اجازه داشته باشید حدود یک درصد ریسک کنید، یک درصد حساب ۲۰۰ هزار دلاری برابر با ۲۰۰۰ دلار خواهد بود.
این عدد نسبت به حساب ۵۰ هزار دلاری بسیار بیشتر است.
اما این به معنای آن نیست که حساب ۲۰۰ هزار دلاری برای همه مناسب است.
مشکل حسابهای بسیار بزرگ چیست؟
یکی از مشکلات حسابهای بزرگ این است که ممکن است فرآیند معاملهگری از نظر روانی و زمانی فرسایشی شود.
اگر معاملهگر مجبور باشد برای حفظ حساب، درصد بسیار کمی از سرمایه را در هر معامله ریسک کند، رسیدن به تارگت میتواند زمان زیادی طول بکشد.
از طرف دیگر، اگر برای سریعتر پاس کردن حساب ریسک را افزایش دهد، احتمال از دست دادن حساب نیز بیشتر میشود.
بنابراین معاملهگر باید ابتدا ببیند آیا واقعاً برای کار با حساب بزرگ آماده است یا خیر.
حساب ۵ هزار دلاری برای چه کسانی مناسب است؟
اگر تازه به مرحله سودآوری رسیدهاید، حسابهای کوچک میتوانند گزینه مناسبی باشند.
برای فردی که حدود دو یا سه سال در بازار فعالیت داشته اما هنوز سابقه طولانی و ثبات بسیار بالایی ندارد، حساب ۵ هزار دلاری میتواند شروع منطقیتری باشد.
مزیت حساب کوچک این است که معاملهگر میتواند بدون قرار گرفتن در معرض فشار زیاد، تجربه کار با قوانین پراپ را به دست بیاورد.
در این مرحله هدف فقط کسب سود نیست.
باید یاد بگیرید چگونه:
- قوانین پراپ را رعایت کنید.
- ریسک شناور را کنترل کنید.
- تعداد پوزیشنها را مدیریت کنید.
- اسلیپیج را در نظر بگیرید.
- در زمان اخبار تصمیم مناسب بگیرید.
- تحت فشار قوانین شرکت همچنان به استراتژی خود پایبند بمانید.
آیا حساب ۱۰ هزار دلاری مناسب است؟
برای معاملهگری که کمی تجربه بیشتری دارد، حساب ۱۰ هزار دلاری نیز میتواند انتخاب مناسبی باشد.
اگر تریدر در حسابهای کوچکتر توانسته است چند دوره معاملاتی موفق داشته باشد و مدیریت سرمایه خود را بهخوبی اجرا کند، افزایش تدریجی اندازه حساب منطقیتر از جهش مستقیم به حسابهای بسیار بزرگ است.
این موضوع از نظر روانشناسی هم اهمیت دارد.
ذهن معاملهگر باید بهتدریج با اعداد بزرگتر سازگار شود.
چرا نباید ناگهان از حساب کوچک به حساب بسیار بزرگ برویم؟
فرض کنید معاملهگری ابتدا با حساب ۵ هزار دلاری کار کرده و پس از مدتی تصمیم میگیرد مستقیماً حساب ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار دلاری بگیرد.
حتی اگر استراتژی او تغییر نکرده باشد، فشار روانی اعداد میتواند عملکردش را تغییر دهد.
در حساب کوچک، ممکن است یک ضرر برای او قابلتحمل باشد، اما همان درصد ضرر در حساب بزرگ از نظر ذهنی عدد بسیار بزرگی است.
به همین دلیل بهتر است اندازه حساب بهصورت مرحلهای افزایش پیدا کند.
برای مثال میتوان مسیر زیر را در نظر گرفت:
۵ هزار دلار → ۱۰ هزار دلار → ۲۵ هزار دلار → ۵۰ هزار دلار
این روش به معاملهگر اجازه میدهد در هر مرحله عملکرد خود را بررسی کند.
بهترین حساب پراپ برای معاملهگران حرفهای
اگر معاملهگر چندین سال سابقه دارد، سیستم معاملاتی مشخصی دارد، مدیریت سرمایه را رعایت میکند و سابقه سودآوری قابلقبولی دارد، حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند انتخاب بسیار مناسبی باشد.
دلیل اصلی این انتخاب تعادل است.
نه حساب بیش از حد کوچک است که سود بالقوه آن ناچیز شود و نه آنقدر بزرگ است که محدودیتهای آن معاملهگر را مجبور به رفتار فرسایشی کند.
در چنین شرایطی میتوان روی هر معامله درصد مناسبی از حساب را ریسک کرد و در صورت وجود شرایط مناسب، چند پوزیشن همزمان داشت.
چرا حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند نقطه تعادل باشد؟
اگر قوانین شرکت اجازه دهد، حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند چند مزیت مهم ایجاد کند.
اول اینکه مبلغ ریسک دلاری آن نسبت به حسابهای کوچکتر قابلتوجه است.
دوم اینکه برای پاس کردن حساب مجبور نیستید تعداد بسیار زیادی معامله انجام دهید.
سوم اینکه با مدیریت سرمایه صحیح میتوانید همچنان حاشیه امن مناسبی برای اسلیپیج داشته باشید.
چهارم اینکه فشار روانی آن نسبت به حسابهای بسیار بزرگ معمولاً قابلکنترلتر است.
به همین دلیل، برای یک معاملهگر باتجربه، حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند یک نقطه تعادل مناسب باشد.
یک اشتباه مهم: استفاده از تمام ظرفیت ریسک
یکی از اشتباهات رایج معاملهگران این است که وقتی میبینند شرکت اجازه مثلاً ۳ درصد ریسک شناور داده است، تصور میکنند باید دقیقاً از همین ۳ درصد استفاده کنند.
در حالی که سقف مجاز با ریسک منطقی یکی نیست.
فرض کنید شرکت اجازه ۳ درصد ریسک شناور میدهد. این عدد حداکثر مجاز است، نه هدف معاملهگر.
اگر برای اسلیپیج، نوسان بازار و خطاهای اجرایی حاشیه امن در نظر بگیریم، بهتر است بخشی از این ظرفیت خالی بماند.
این تفاوت کوچک میتواند در شرایط حساس باعث نجات حساب شود.
چرا ریسک ۱ درصدی برای هر معامله جذاب است؟
در بسیاری از سبکهای مدیریت سرمایه، ریسک یک درصدی میتواند یک نقطه تعادل قابلقبول باشد؛ البته میزان مناسب ریسک برای هر معامله به استراتژی، قوانین شرکت و شرایط شخصی معاملهگر بستگی دارد.
اگر حساب اجازه دهد دو پوزیشن یک درصدی بهصورت همزمان باز شود، معاملهگر میتواند در دو موقعیت مستقل بازار فعالیت کند و همچنان مجموع ریسک را تحت کنترل نگه دارد.
برای حساب ۵۰ هزار دلاری:
یک درصد = ۵۰۰ دلار
بنابراین دو معامله با ریسک یک درصدی، مجموعاً ۱۰۰۰ دلار ریسک ایجاد میکنند.
این مدل برای تریدرهایی که گاهی چند موقعیت معاملاتی همزمان پیدا میکنند، میتواند کاربردی باشد؛ البته به شرط اینکه قوانین شرکت چنین کاری را اجازه دهد.
چرا افزایش ریسک برای سریعتر پاس کردن حساب خطرناک است؟
گاهی معاملهگر با خودش میگوید:
«اگر کمی بیشتر ریسک کنم، چند روز زودتر حساب را پاس میکنم.»
این تفکر یکی از خطرناکترین اشتباهات در پراپ تریدینگ است.
فرض کنید با افزایش ریسک، حساب را چند روز زودتر پاس کنید؛ اما همین افزایش ریسک باعث شود یک معامله ناموفق یا یک اسلیپیج سنگین حساب را از بین ببرد.
در این حالت نهتنها سودی نکردهاید، بلکه باید هزینه خرید یک حساب جدید را هم پرداخت کنید و دوباره فرآیند را از ابتدا شروع کنید.
پس سود چند روز زودتر، معمولاً ارزش ریسک از دست دادن کل حساب را ندارد.
قوانین پراپ را قبل از خرید دقیق بخوانید
یکی از مهمترین توصیهها این است که قبل از پرداخت هزینه، قوانین شرکت را بهصورت کامل مطالعه کنید.
فقط صفحه معرفی حساب را نبینید.
ممکن است در صفحه اصلی چند عدد جذاب نوشته شده باشد، اما جزئیات اصلی در بخش قوانین قرار گرفته باشد.
حتماً این موارد را بررسی کنید:
قوانین دراداون: ببینید دراداون روزانه و کلی چگونه محاسبه میشود.
ریسک شناور: دقیقاً مشخص کنید ریسک شناور بر چه اساسی محاسبه میشود.
لوریج: لوریج تمام نمادهایی که قصد معامله آنها را دارید بررسی کنید.
قوانین حساب ریل: مطمئن شوید شرایط حساب ریل با مرحله چالش تفاوت زیادی ندارد.
اسلیپیج: بررسی کنید شرکت چه قوانینی درباره اسلیپیج و شرایط بازار سریع دارد.
اخبار: اگر استراتژی شما به معاملات زمان اخبار وابسته است، قوانین شرکت را درباره خبرها بررسی کنید.
پوزیشنهای همزمان: محدودیت تعداد یا حجم معاملات همزمان را بررسی کنید.
چرا باید از پشتیبانی شرکت سؤال کنیم؟
گاهی قوانین بهصورت واضح نوشته نشدهاند یا نحوه محاسبه یک قانون برای معاملهگر مشخص نیست.
در چنین شرایطی حدس زدن اشتباه است.
بهتر است سؤال خود را مستقیماً از پشتیبانی شرکت بپرسید و قبل از خرید پاسخ واضح دریافت کنید.
خصوصاً درباره ریسک شناور باید دقیقاً بدانید شرکت چه روشی برای محاسبه آن دارد.
این موضوع میتواند تفاوت بسیار بزرگی در انتخاب حساب ایجاد کند.
حساب پراپ باید با استراتژی شما هماهنگ باشد
هیچ حسابی را نمیتوان بهصورت عمومی برای تمام معاملهگران بهترین دانست.
ممکن است یک حساب برای اسکالپر مناسب باشد اما برای معاملهگر سوئینگ مناسب نباشد.
اگر استاپهای شما بسیار بزرگ است، حساب کوچک ممکن است اجازه ندهد درصد ریسک مناسب را اجرا کنید.
در مقابل، اگر استاپهای بسیار کوچک و حجم بالایی دارید، لوریج اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بنابراین قبل از خرید حساب باید استراتژی خودتان را بشناسید.
اگر روی طلا معامله میکنید، چه نکتهای مهم است؟
طلا میتواند حرکات سریع و شدیدی داشته باشد.
اگر معاملهگر روی طلا فعالیت میکند، باید علاوه بر مقدار ریسک، اندازه استاپ و حجم مورد نیاز را نیز در نظر بگیرد.
ممکن است در یک حساب ۱۰۰۰ دلاری، استاپ استراتژی شما آنقدر بزرگ باشد که اجرای یک درصد ریسک بسیار دشوار شود.
در چنین شرایطی شاید حساب بزرگتر برای سبک معاملاتی شما مناسبتر باشد.
بنابراین نمیتوان گفت:
«برای همه حساب ۱۰۰۰ دلاری خوب است.»
یا:
«برای همه حساب ۵۰ هزار دلاری بهترین است.»
همیشه باید اندازه حساب را با استراتژی تطبیق داد.
برای تست کردن پراپ چه حسابی مناسب است؟
اگر هنوز مطمئن نیستید که میتوانید تحت قوانین یک شرکت پراپ معامله کنید، میتوانید ابتدا با حساب کوچکتر شروع کنید.
هدف این حساب نباید صرفاً سود گرفتن باشد.
بلکه باید بررسی کنید که آیا میتوانید:
- قوانین شرکت را رعایت کنید.
- دراداون را کنترل کنید.
- ریسک شناور را مدیریت کنید.
- فشار روانی حساب را تحمل کنید.
- طبق استراتژی خود معامله کنید.
اگر در حساب کوچک عملکرد مناسبی داشتید، میتوانید مرحله بعدی را انتخاب کنید.
مهمترین نکته برای معاملهگر سودآور
اگر چندین سال در بازار فعالیت کردهاید و استیتمنت و سابقه معاملاتی شما نشان میدهد که واقعاً سودآور هستید، شرایط متفاوت است.
در این حالت میتوانید بهجای تمرکز روی حسابهای بسیار کوچک، به حسابهای متوسط مانند ۵۰ هزار دلار فکر کنید.
اما حتی در این شرایط نیز نباید مستقیماً سراغ بزرگترین حساب ممکن بروید.
هدف باید پیدا کردن بهترین نسبت بین هزینه، ریسک، سود بالقوه و زمان باشد.
آیا چند حساب کوچک بهتر از یک حساب بزرگ است؟
این موضوع به قوانین شرکت و سبک معاملهگر بستگی دارد.
گاهی تقسیم سرمایه بین چند حساب میتواند انعطاف بیشتری ایجاد کند، اما اگر قوانین شرکت اجازه استفاده همزمان یا مدیریت چند حساب را ندهد، ممکن است این کار پیچیدگی ایجاد کند.
بنابراین قبل از تصمیمگیری باید هزینه کل، قوانین، ریسک و نحوه مدیریت حسابها را بررسی کرد.
نباید صرفاً به این دلیل که چند حساب دارید تصور کنید ریسک شما کمتر شده است.
اشتباهات رایج هنگام خرید حساب پراپ
یکی از اشتباهات رایج، انتخاب حساب صرفاً بر اساس بزرگترین عدد است.
اشتباه دوم، بیتوجهی به ریسک شناور است.
اشتباه سوم، توجه نکردن به لوریج واقعی حساب ریل است.
اشتباه چهارم، خرید پلن زماندار فقط به دلیل قیمت پایینتر است.
اشتباه پنجم، استفاده از حداکثر ریسک مجاز در هر معامله است.
اشتباه ششم، افزایش ریسک برای پاس کردن سریعتر حساب است.
اشتباه هفتم، نخواندن کامل قوانین شرکت قبل از خرید است.
اشتباه هشتم، انتخاب حسابی است که با استاپلاس و استراتژی معاملهگر سازگار نیست.
یک فرمول ساده برای انتخاب حساب
برای انتخاب حساب مناسب میتوانید این ترتیب را دنبال کنید:
مرحله اول: استراتژی خود را مشخص کنید.
مرحله دوم: متوسط استاپلاس معاملات را مشخص کنید.
مرحله سوم: میزان ریسک مورد نیاز در هر معامله را مشخص کنید.
مرحله چهارم: لوریج مورد نیاز را بررسی کنید.
مرحله پنجم: ریسک شناور شرکت را بررسی کنید.
مرحله ششم: حاشیه امن برای اسلیپیج در نظر بگیرید.
مرحله هفتم: مدت زمان مورد نیاز برای پاس کردن را محاسبه کنید.
مرحله هشتم: هزینه حساب را با مزایای واقعی آن مقایسه کنید.
در نهایت حسابی را انتخاب کنید که با این محاسبات بیشترین هماهنگی را داشته باشد.
جمعبندی؛ بالاخره بهترین اکانت پراپ چند هزار دلاری است؟
اگر بخواهیم تمام بحث را جمعبندی کنیم، پاسخ یک عدد ثابت برای همه معاملهگران نیست.
برای معاملهگری که تازه به سودآوری رسیده و هنوز تجربه زیادی در کار با حساب پراپ ندارد، حسابهای ۵ هزار و نهایتاً ۱۰ هزار دلاری میتوانند انتخاب مناسبی باشند.
اگر فرد صرفاً میخواهد شرایط پراپ را تست کند، حسابهای کوچکتر نیز میتوانند برای آشنایی با قوانین و فشار روانی مناسب باشند؛ البته باید بررسی شود که استراتژی او با اندازه حساب سازگار باشد.
برای معاملهگری که چند سال سابقه دارد، سیستم معاملاتی مشخصی دارد و از نظر مدیریت سرمایه و روانشناسی به ثبات رسیده است، حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند یک نقطه تعادل بسیار مناسب باشد.
حساب ۱۰۰ هزار دلاری لزوماً انتخاب بهتری نیست؛ مخصوصاً زمانی که ریسک شناور آن نسبت به حساب کوچکتر کاهش پیدا کرده باشد. در چنین شرایطی ممکن است معاملهگر هزینه بیشتری پرداخت کند، اما از نظر ریسک واقعی و سرعت رسیدن به تارگت سود، مزیت متناسبی دریافت نکند.
حسابهای ۲۰۰ هزار دلاری نیز میتوانند برای معاملهگران حرفهای جذاب باشند، اما باید بررسی شود که قوانین آن باعث فرسایشی شدن فرآیند معاملهگری نشود.
در نهایت مهمترین نکته این است که بزرگترین حساب الزاماً بهترین حساب نیست.
بهترین حساب، حسابی است که بین اندازه سرمایه، ریسک شناور، لوریج، هزینه، زمان مورد نیاز برای پاس کردن و روانشناسی معاملهگر تعادل ایجاد کند.
از طرف دیگر، ریسک شناور یکی از مهمترین قوانینی است که قبل از خرید باید بررسی شود. معاملهگر نباید فقط به دراداون روزانه یا دراداون کلی نگاه کند و ریسک شناور را نادیده بگیرد.
همچنین بهتر است همیشه مقداری حاشیه امن برای اسلیپیج و حرکات ناگهانی بازار در نظر گرفته شود.
اگر شرکتی ریسک شناور مشخصی دارد، نباید تصور کنید چون شرکت اجازه استفاده از کل آن را داده، شما هم باید از تمام ظرفیت استفاده کنید.
در نهایت هدف شما نباید این باشد که «هرچه سریعتر حساب را پاس کنم»؛ هدف باید این باشد که «با کمترین ریسک منطقی، حساب را بهصورت پایدار پاس کنم و بتوانم در حساب ریل نیز همین عملکرد را ادامه دهم.»
پراپ تریدینگ بیشتر از آنکه مسابقه برای انتخاب بزرگترین حساب باشد، یک آزمون مدیریت ریسک و کنترل روانشناسی است.
اگر قوانین را درست بخوانید، ریسک شناور را بشناسید، لوریج مناسب استراتژی خود را انتخاب کنید و اندازه حساب را متناسب با سطح تجربهتان تعیین کنید، احتمال اینکه حساب پراپ به یک مسیر فرسایشی یا پرریسک تبدیل شود بسیار کمتر خواهد شد.
سوالات متداول(FAQ)
بهترین اکانت پراپ برای یک تریدر تازهکار چیست؟
اگر معاملهگر تازه وارد مرحله سودآوری شده است، حسابهای ۵ هزار دلاری میتوانند گزینه مناسبی باشند. در صورت داشتن تجربه بیشتر میتوان به حساب ۱۰ هزار دلاری نیز فکر کرد.
آیا حساب ۱۰۰ هزار دلاری بهتر از حساب ۵۰ هزار دلاری است؟
خیر. اندازه اسمی حساب بهتنهایی معیار خوبی نیست. اگر ریسک شناور حساب ۱۰۰ هزار دلاری کمتر باشد، ممکن است مزیت واقعی آن نسبت به حساب ۵۰ هزار دلاری بسیار کمتر از چیزی باشد که تصور میکنید.
ریسک شناور در پراپ تریدینگ چیست؟
ریسک شناور محدودیتی است که میزان ضرر مجاز معاملات باز را مشخص میکند. این قانون میتواند تأثیر زیادی بر تعداد و حجم پوزیشنهای همزمان داشته باشد.
چرا ریسک شناور اهمیت زیادی دارد؟
زیرا ممکن است معاملهگر دراداون کلی و روزانه را رعایت کرده باشد، اما به دلیل عبور ریسک معاملات باز از حد مجاز، حساب خود را از دست بدهد.
آیا باید تمام ریسک شناور را استفاده کنیم؟
خیر. بهتر است بخشی از ظرفیت ریسک شناور بهعنوان حاشیه امن برای اسلیپیج و حرکات سریع بازار باقی بماند.
لوریج در حساب پراپ چه اهمیتی دارد؟
لوریج روی میزان حجم قابل معامله و مارجین مورد نیاز تأثیر میگذارد و برای معاملهگرانی که استاپهای کوچک و حجمهای بالا دارند اهمیت بیشتری دارد.
آیا لوریج مرحله چالش و حساب ریل یکسان است؟
در هر شرکت شرایط متفاوت است. بنابراین باید قبل از خرید دقیقاً بررسی شود که لوریج در مرحله چالش و حساب ریل چه تفاوتی دارد.
برای معاملهگر حرفهای چه حسابی مناسب است؟
با توجه به چارچوب مطرحشده در این مقاله، حساب ۵۰ هزار دلاری میتواند برای معاملهگر باتجربه انتخاب متعادلی باشد؛ البته قوانین شرکت و استراتژی شخصی باید جداگانه بررسی شود.
آیا حساب ۲۰۰ هزار دلاری ارزش خرید دارد؟
در برخی شرایط بله، اما برای همه مناسب نیست. باید ریسک شناور، هزینه، تارگت سود و زمان مورد نیاز برای پاس کردن حساب را بررسی کنید.
آیا حساب زماندار انتخاب خوبی است؟
اگرچه ممکن است قیمت پایینتری داشته باشد، اما محدودیت زمانی میتواند فشار روانی زیادی ایجاد کند. در صورت امکان، پلن بدون محدودیت زمانی میتواند انتخاب راحتتری باشد.
قبل از خرید حساب پراپ چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
ریسک شناور، دراداون روزانه و کلی، لوریج، قوانین حساب ریل، قوانین اخبار، اسلیپیج، تعداد معاملات همزمان، تارگت سود، مدت زمان چالش و سابقه پرداخت شرکت از مهمترین موارد هستند.
آیا بزرگترین حساب پراپ بهترین حساب است؟
خیر. بهترین حساب، حسابی است که با استراتژی، میزان ریسک، تجربه، سرمایه و شرایط روانی معاملهگر هماهنگ باشد.
نظرات (0)